در جلسه نقد کتاب «زنده‌تر از زندگی» بوبن مطرح شد: خانه‌های امروز برای زندگی ساخته نشده‌اند

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۶/۱۱/۳ | 

زنده‌تر از زندگی، نوشته کریستیان بوبن، ترجمه قهرمان دل‌آرا، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه، چ 3، 1395، 96 ص، 10000 تومان، شابک: 2ـ82ـ5733ـ600ـ978

به‌گزارش خبرگزاری مهر، روز شنبه ۳۰ دی‌ماه 1396، دل‌آرا قهرمان در برنامه «کتابنوش» که در خانه فرهنگ و هنر مانا برگزار شد به نقد کتاب «زنده‌تر از زندگی» اثر کریستین بوبن و خواندن بخش‌هایی از آن پرداخت و گفت: این داستان، درباره عشق به زنی مرده است؛ درواقع کتاب، پس از مرگ این زن نوشته شده و  برخاسته از یک تجربه عمیق عاطفی است و برای من جالب است که این اثر از بوبن که درباره مرگ است به چاپ سوم رسیده اما دو کتاب دیگر او یعنی «جشنی بر بلندی‌ها» و «بانوی سپید» هنوز تجدید چاپ نشده‌اند.
مترجم «زنده‌تر از زندگی» با اشاره به این‌که ترجمه‌های مختلف از بوبن را دیده و خوانده است، گفت: بیشتر این ترجمه‌ها از انگلیسی به فارسی برگردانده شده‌ درحالی‌که بوبن یک نویسنده فرانسوی است. از سوی دیگر بیشتر مترجمان، شأن و منزلت بوبن را پایین آورده و داستان‌های او را بسیار رمانتیک ترجمه کرده‌اند درحالی‌که بوبن، انسان عمیقی است و فلسفه خاص خود را دارد اما بعضی فکر می‌کنند پرداختن به شادی، عشق و احساسات لطیف از عمق آنان می‌کاهد.
قهرمان همچنین به ویژگی نوشته‌های بوبن اشاره و بیان کرد: در سبک نگارش کریستین بوبن، نوعی آزادی به چشم می‌خورد به این معنی که او به‌شیوه خود می‌نویسد و از کسی تقلید نمی‌کند و به ما هم اجازه می‌دهد به شیوه خود رفتار کنیم و تصور دیگران برایمان مهم نباشد. از سوی دیگر بوبن، نویسنده‌ای است که یک دوره افسردگی را پشت سر گذاشته و حتی خودکشی نافرجامی ‌را تجربه کرده و پس از همه این اتفاقات بوبن شده‌است.
مترجم «بانوی سپید» با ابراز تأسف از این‌که شاعر بزرگی چون «امیلی دیکنسون» در ایران شناخته نشده گفت: «بانوی سپید»، ابراز ارادت بوبن به این شاعر منزوی و بزرگ آمریکایی است که شعرهایش به فارسی برگردانده نشده و مردم در ایران، آن‌گونه که باید و شاید او را نمی‌شناسند. خود من هم، نخستین‌بار، نام دیکنسون را از دکتر مهدی الهی‌قمشه‌ای شنیدم و شعرهایش را خواندم و از خواندنش لذت بردم.
قهرمان در پاسخ به این‌که چرا خود، شعرهای دیکنسون را به فارسی برنمی‌گرداند گفت: شعر در ترجمه از دست می‌رود و برای برگردان شعر به شاعرانگی نیاز است و این اندازه شاعرانگی در من وجود ندارد.
مترجم آثار پائولو کوئیلو در پاسخ به این‌که چه حس مکانی در کارهایی که ترجمه کرده وجود دارد، بیان کرد: در اکثر این آثار، مکان خیلی مهم نبوده‌است. حداقل در کتاب بوبن، آن‌چه بسیار به چشم می‌خورد، مرگ است و خانه بیشتر برای زندگی است و خود من، به تنها چیزی که نمی‌توانم برای زندگی پس از مرگ فکر کنم، مکان است. اما همیشه با خود اندیشیده‌ام که در خانه‌های قدیمی‌ که سقف‌های بلند و دیوارهای ضخیم داشت، راحت‌تر می‌شد زندگی کرد و به‌دنبال مرگ هم در این خانه‌ها آسان‌تر بود.
به‌گفته قهرمان، در خانه‌های فعلی، هیچ فضایی برای گذر از بیرون به درون وجود ندارد و من نوعی نمی‌دانم وقتی وارد خانه می‌شوم پالتو و شال خود را کجا آویزان کنم که گرمای درون خانه آزارم ندهد و این خوشایند نیست. امروز از سنت‌ها چیزی باقی نمانده و مکان‌های امروزی برای زندگی ساخته نشده‌است.
مترجم «شازده کوچولو» در پاسخ به این‌که چرا با وجود ترجمه‌های خوبی چون برگردان محمد قاضی و ابوالحسن نجفی از اثر اگزوپری، او ترجمه این کتاب را انتخاب کرده گفت: زمانی که من «شازده کوچولو» را انتخاب کردم، گمانم این بود که ترجمه محمد قاضی کم شده‌است. از سوی دیگر مدیر انتشارات بهجت، که من برایش احترام بسیار قائلم دو کتاب را به من پیشنهاد کرد؛ یکی «مائده‌های زمینی» اثر اندره ژید که برگردان خیلی خوبی بود و به‌باور من بهتر و زیباتر از آن‌چه خود ژید به فرانسه نوشته بود و دیگری «شازده کوچولو» که من ترجمه «مائده‌های زمینی» را نپذیرفتم اما «شازده کوچولو» را ترجمه کردم و البته در ترجمه من دو نثر متفاوت وجود دارد یکی نثر ادبی اگزوپری است و دیگری نثر محاوره. برای مثال شازده کوچولو می‌گوید: «برام یک ببعی بکش» نه یک گوسفند.

 


CAPTCHA code

دفعات مشاهده: 340 بار   |   دفعات چاپ: 42 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر