قصیده کوثریه سیدرضا هندی نقد و بررسی شد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۶/۱۱/۱۵ | 
به‌گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، مهدی امین‌فروغی پژوهشگر در چهاردهمین برنامه از سلسله نشست‌های پژوهشی هنر و ادبیات دینی که با موضوع «نگاهی به قصیده کوثریه سیدرضا هندی» بعدازظهر سه‌شنبه 10 بهمن‌ماه در حوزه هنری برگزار شد، اظهار کرد: بسیاری از آثار آیینی، همچون میراث فرهنگی و ادبی کشورمان بوده و این آثار قله‌نشین‌های ادبیات هستند.
وی ادامه داد: در حوزه ادبیات عرب آیینی، برخی آثار مهجور مانده‌اند و بد نیست که این‌ها به جوانان و شاعران آیینی شناسانده شود. یکی از این آثار که در جامعه شیعه بسیار مهم بوده، کوثریه رضا هندی است. چنان‌که پدران فرزاندانشان را تشویق می‌کرده‌اند که کوثریه را حفظ کنند. قصیده بُرده بوصیری نیز از این دست آثار است. مجالسی برگزار می‌شد که قصیده بوصیری خوانده شود و مردم برای استماع این قصیده با وضو به مجالس بُرده‌خوانی می‌رفتند. امروزه متأسفانه سنت بُرده‌خوانی دیگر از جامعه رنگ باخته‌است.
امین‌فروغی در توصیف زندگی سیدرضا هندی اظهار کرد: سیدرضا هندی در هشت‌سالگی همراه پدر و برادرش برای شرکت در درس میرزای شیرازی رهسپار سامرا شد. سیدمحمد فرزند خود را در سامرا برای فراگیری قرآن به مکتب فرستاد. روزها ملّای مکتب در صحن عسکریین (علیهم‌السلام) می‌نشست و شاگردان در محضر وی زانوی تلمذ می‌زدند. سیدرضا می‌گوید «فراگیری قرآن برایم بسیار دشوار بود و از ادای صحیح عبارات عاجز بودم و پیوسته مورد استهزای کودکان قرار می‌گرفتم. روزی پس از این‌که تلفظ غلط من باعث خنده شدید کودکان و درپی آن استهزای آنان شد، دل‌شکسته برخاستم و دوان‌دوان با پای برهنه و خاک‌آلود، گریه‌کنان وارد رواق حرم مطهر شدم. خود را به ضریح رساندم و با دو دست شبکه‌های ضریح امام دهم (علیه‌السلام) را گرفته و خود را به ضریح مطهر چسبانیدم و بلند‌بلند شروع کردم به گریستن. در همین اثنا، ناگهان در دستان خود شمعی دیدم فروزان که در پرتو نور آن، خواندن کتیبه‌های ضریح، علی‌رغم پیچیدگی‌ها، برایم بسیار آسان بود! شگفت‌زده به جمع کودکان و ملای مکتب بازگشتم و همه با تعجب و حیرت دیدند که در خواندن قرآن هیچ مشکلی ندارم و به‌آسانی و روانی، آیات قرآن را می‌خوانم. از آن پس از عهده‌ قرائت آیات مشکل قرآن و تلفظ صحیح عبارات به‌راحتی برمی‌آمدم. کم‌کم خبر این ماجرا دهان‌به‌دهان نقل شد تا این‌که روزی در محضر میرزای شیرازی، این کرامت را بازگو کردند. میرزا که از این قضیه به شگفت آمده بود، این حدیث نبوی را متذکر شد که «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء» و مرا مورد لطف و مرحمت خویش قرار داد».
این پژوهشگر آیینی همچنین گفت: جایگاه ادبی سیدرضا هندی به‌گونه‌ای است که او را یکی از مهم‌ترین پایه‌گذاران نهضت ادب عربی در اوایل قرن بیستم می‌دانند. در قالب‌های مختلف شعری، آثار بسیاری از او در دست هست. ماده‌تاریخ‌هایی از او در دست هست که به‌راستی به کرامت می‌ماند. از او نامه‌ای در دست هست که به شیخ رضا اصفهانی نوشته و این نامه را هم به نظم هم به نثر می‌توان خواند. اشعار سیدرضا هندی، هنوز چاپ نشده ورد زبان‌ها می‌شد و اشعار ایشان در کوی و برزن توسط مردم زمزمه می‌شد.
وی اظهار داشت: نقل است که یکی از شیعیان در خواب به زیارت حضرت ولی‌عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نایل آمد و از آن حضرت پرسید «بر پیکر جدّ غریب شما حضرت سیدالشهدا (علیه‌السلام) چه کسی نماز گزارد؟» حضرت فرمودند «از پسرم سیدرضا هندی بپرس!» سراسیمه از خواب بیدار شده، سحرگاه به در خانه سید رضا هندی می‌رود و ماجرای خواب خود را برای او بازگو می‌کند. سید به سجده افتاده و سپس دست او را گرفته به اندرونی می‌برد و این بیت را که روز گذشته به بیت پیشین آن رسیده بود و هنوز برای کسی نخوانده بود را می‌خواند: «صلّت علی جسم الحسین سیوفهم فغدا لساجده الظّبی محرابا (چکامه کوثریه، ۱۳۷۰: ۱۸).
امین‌فروغی خاطرنشان کرد: از میان همه‌ آثار برجای‌مانده از سیدرضا هندی، «کوثریه» در مدح ساقی کوثر، امیرالمؤمنین حیدر (علیه‌السلام) از جایگاهی ویژه برخوردار شد و در زمره‌ چند اثر برگزیده‌ ادبیات شیعی قرار گرفت. روزی در خانه‌ شیخ عبد علی آل حاج منصور پاشا (احتمالاً از شیوخ قبایل عرب) که پیوسته محل آمدوشد دانشمندان و شاعران و ادیبان بوده‌است و در آن‌جا گرد هم می‌آمدند، سخن از جایگاه رفیع «اُزری» و اثر تابناک او به میان آمد و یکی از حاضران گفت «افسوس که در زمان ما کسی مانند شیخ کاظم اُزری وجود ندارد تا اثری درخشان چون شعر او پدید آورد». سیدرضا هندی که در آن جمع حاضر بود، این کلام را شنید و برخاسته به خانه رفت. هنوز آفتاب روز بعد طلوع نکرده بود که «کوثریه» متولد شد و با تابش خیره‌کننده‌اش جهان را روشن کرد. سه روز بعد سیّد در جمع حاضران این چکامه‌ ارجمند را خواند و حیرت همگان را برانگیخت و خیلی زود ابیات آن بر سر زبان‌ها افتاد و روزبه‌روز تقاضای استنساخ از آن بیشتر شد تا این‌که به درخواست سیداحمد، فرزند ارشد شاعر در یکی از روزنامه‌های نجف به چاپ رسید و به‌دلیل استقبال بی‌سابقه، چندین نوبت به چاپ رسید.


CAPTCHA code
دفعات مشاهده: 220 بار   |   دفعات چاپ: 29 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر